نمایش محتوا نمایش محتوا

معرفی شهر و استان زنجان

وجه تسمیه زنجان:

  به گفته حمدالله مستوفی شهر زنجان را اردشیر بابکان ساخته و شهین خوانده است. در فرهنگ نامه مرحوم دهخدا در ذیل کلمه شهین چنین تقریر یافته ( شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد . گویند آن شهر را اردشیر بابکان بنا کرده است (جهانگیری – برهان قاطع ) و شهری بود بزرگ در میان ری و آذربایجان و وجه تسمیه آن مخفف زندگان یعنی اهل کتاب زند است و زندیگان زنگان شده و دال آن حذف گردیده (انجمن آرا آنندراج ) ما'خذ و منبع مستوفی در مورد کلمه شهین که به زنگان اطلاق می گردیده مبهم است و تاکنون هیچ منبع موثق دیگری در این ارتباط اظهار نظر ننموده است .

  آنچه مسلم است از نظر زبان شناسی کلمه شهین ارتباطی به زبانهای پارسی باستان و ادبیات اوستایی ندارد و برعکس کلمه زندیگان که به معنای اهل کتاب زند ، معروفترین کتاب آئین زردشتی در دوران ساسانی و پسوند ( گان) از پساوند پارسی باستان همچون آذربایگان، خدایگان و غیره بوده است . بطور حتم شهر در دوران ساسانی زندیگان نام داشته است که به علت کثرت استعمال تخفیف یافته و در دوران استیلای اسلام زنگان نام داشته است ، و چون در زبان عربی حرف گ به ج تبدیل می گردد بنابر این کلمه زنگان به زنجان تبدیل شده است. اسم دیگر شهرستان زنجان (خمسه) است . اطلاق این کلمه به منطقه در منابع و متون جغرافیایی از اواخر دوران قاجار ظاهر شده و در مورد وجه تسمیه آن دو نظر می تواند مطرح باشد. نظر نخستین ناظر بر استقرار طوایفی از ایلات پنجگانه در این منطقه است . و محتملا وجود منطقه ای به نام ( خمسه) در استان فارس که بر مبنای استقرار پنج ایل نامگذاری شده بسود این نظریه است . در فرهنگ آنندراج ذیل کلمه زنگان چنین آمده " چون پنج بلوک بود آنرا خمسه گویند " لغت نامه دهخدا با تکرار مورد مزبور می نویسد ( این شهرستان "زنجان" از پنج بلوک بنام بخش حرمه ، بخش ابهر رود ، بخش قیدار ، بخش ماه نشان ، بخش سردان ...)

  در این بخش بندی بخش های ایجرود ، زنجان رود ، که جز' خمسه اند سخنی به میان نیامده ، لاجرم این نظریه با شک و تردید مواجه میگردد. اما بخشهای پنجگانه ابهر رود ، خرا رود ، زنجان رود ، ایجرود ، سجاس رود که بخشهای اصلی خمسه را تشکیل داده منبع و مرجع موثقی به وجه تسمیه آن می تواند باشد . کذر این نکته ضرورت دارد که منطقه بزینه رود معروف به قشلاقات افشار که هم اکنون از توابع خمسه است تا اواخر دوران در حوزه ساسی ولایت کردستان بوده است ، بنابراین پنج بلوک بودن منطقه قطعی بنظر میرسد .

  دایره المعارف مصاحب بر این اساس ذیل کلمه ( خمسه) می نویسد :

  ( خمسه مخفف ولایات خمسه در جنوب آذربایخان و غرب قزوین کرسی آن زنجان و از شهرهای معروفش سلطانیه پنج بلوک عمده ای که این ناحیه به مناسبت آنها خمسه خوانده شده است عبارت بودند از ابهر رود ، زنجانرود ، ایجرود ،د سجاس رود که حالیکه همگی جزو شهرستان زنجانند ...).

 

 

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان:

  استان زنجان که آنرا فلات زنجان نیز مینامند ، در ناحیه مرکزی شمال غربی ایران واقع شده است . این استان در 47 درجه و 10 دقیقه تا 50 درجه و 5 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 25 دقیق تا 37 درجه و 10 دقیق عرض شمالی خط استوا ، با مساحتی نزدیک به 39369 کیلومتر مربع قرار گرفته است .

  استان زنجان از شمال به استانهای اردبیل و گیلان ، از شرق به استان قزوین ، از جنوب به استان همدان ، از جنوب غربی و غرب به استانهای کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی محدود است و از جمله استانهایی است که به تنهایی با 7 استان کشور همسایه و همجوار است .

  استان زنجان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری ، دارای 3 شهرستان 13 بخش ، 8 شهر ، 44 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه است . شهرستانهای این استان عبارتند از : زنجان ، ابهر و خدابنده .

  

                                                                                                                                                   

 

 

  آب و هوا:

  اوضاع جوی و شرایط اقلیمی منطقه بر حسب پستی و بلندیها سخت متغیر است. من حیث المجموع ارتفاعات دارای آب و هوای سرد کوهستانی ، زمستانهای پر برف و سرد و در تابستان معتدل و خشک می باشد . در این میان دره های قزل اوزن دارای آب و هوای معتدل تر بوده و دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای نسبتا" گرم است . جلگه های مابین ارتفاعات نظیر جلگه سجاس ، منطقه قشلاقات اقشار و قسمت سفلای زنجان رود دارای آب و هوای معتدل تری هستند. بر اساس آمار و گزارشات هوا شناسی در 10 سال اخیر معدل حداکثر درجه حرارت سالانه 1/37+ درجه سانتیگراد و معدل حداقل درجه حرارت سالانه 5/19- درجه سانتیگراد بوده است .

  خصوصیات نژادی :

  از نظر تیپولوژی انسانی ، با توجه به سوابق تاریخی منطقه ، نقل و انتقالات سیاسی ایلات، هجوم های جنگی و بررسی تیپ های نژاد انسانی این چنین استنتاج می گردد که مردم این شهرستان از نظر قومیت یکدست نمی باشند ، بلکه اختلاط و امتزاجی از اقوام آریایی که در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد در منطقه ساکن شده و تیپ های مختلفی از اقوام ترک ، که با نام طایفه قنغور در قرن هفتم هجری در منطقه سرازیر گردیده ، همچنین اقوام گرجی که در دوران صفویه از آذربایجان کوچانیده شده با قبایل ایلات خمسه ، تیپ مخصوص زنجانی را که در جلگه ها و حاشیه رودخانه های منطقه زندگی میکنند بوجود آورده است . از مشخصات این تیپ با رنگ پوست گندمی و چشمهای میشی با موهای به رنگ سیاه دیده میشوند ، تیپ اصیل که در ارتفاعات و مناطق کوهستانی زندگی می کنند بعلت عدم فعل و انفعالات انسانی ، آریایی اصیل باقیمانده و از مشخصات این تیپ با رنگ پوست سفید ، چشمهای زاغ و موهای به رنگ بور و مردمانی بسیار آرامند که تیپ اخیر در مناطق جمعیتی کوههای زنجان شمالی اکثریت دارند.

جغرافیای تاریخی استان:

  استان زنجان یکی از نواحی تاریخی سرزمین ایران است و کاوشهای باستان شناختی و و آثار باقیمانده تاریخی ، دیرینگی و قدمت آن را نشان می دهند . پیشینه تاریخی این استان را میتوان در چهار دوره به شرح زیر مورد مطالعه قرارداد :

  .... دوران پیش از تاریخ ( هزاره هفتم تا اوایل هزاره سوم پیش از میلاد ) :

  چگونگی سیر این دوره تمدنی به علت کمبود اطلاعات و مدارک ، تاریک و مبهم است . قدیمی ترین آثار دوران پیش از تاریخ که در این منطقه یافته و بررسی شده اند ، احتمالا" به دوره (( بردوستین)) تعلق دارند . این یافته ها که شامل ابزارهای کوچک جماعت های آغازین بشری است ـ در حدود سی هزار سال قدمت دارند . مشخص ترین زیستگاه این جماعت ها در زنجان ، غار تاریخی (گلجیک) است .

  .... دوران تاریخی (اوایل هزاره سوم تا اواخر هزاره دوم پیش از میلاد ) :

  یافته هایی که از این دوره در منطقه ایجرود بدست آمده اند ، مورد بررسی قرار گرفته اند . پراکندگی زیستگاههای انسانی منطقه ایجرود در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد ، در هشت کانون باستان شناسی و تداوم حیات آنها تا هزاره اول پیش از میلاد ، حکایت از شکوفایی و دیرپایی تمدن فلات مرکزی ایران در این ناحیه دارد . آثار این دوران در روستای ضیا,آباد ، آق کند ، گل تپه ، چایرلو ، قلتون و اوغول بیگ به دست آمده اند. ارزیابی و مطالعه آثار نقشهای سیاه رنگ بر روی سفالهی نخودی کشف شده از این کانون های تاریخی ، پیوند تمدنهای تپه حصار دامغان ، تپه سیلک کاشان ، تپه زاغه دشت قزوین و ایجرود را نشان داده است .

  دو اثر از این دوره در جنوب غربی شهرستان خدابنده شناسایی شده اند: یکی در تپه تاریخی "یاریمجه" (تکمه تپه) در قشلاق های افشار ، و دیگری در تپه تاریخی " امان ارقین بلاغی" منطقه بزینه رود شهرستان خدابنده ، که هرکدام بخشی از نادرترین آثار زیستگاههای انسانی دوران هزاره سوم و دوم پیش از میلاد را در خود جای داده اند .

  .... دوران تاریخی جدید (اواخر هزاره دوم پیش از میلاد تا اوایل قرن هفتم میلادی ) :

  از این دوره نیز یافته هایی در منطقه زنجان بدست آمده است که بارزترین آن نوعی سفال ساده خاکستری رنگ است که یادگار زمان مهاجرت اقوام آریایی به این منطقه است .

  پایه و اساس این اطلاعات نتایج بدست آمده از بررسی سفال هایی ست که بیش تر بطور اتفاقی از گورستان ها و تپه های قدیمی منطقه کشف شده اند. تکنیک ،فرم و نقش این سفالینه ها ، مطمئن ترین ابزار شناسایی تمدن های پیش از تاریخ هستند .

  یکی از قابل توجه ترین ظرفهایی که در تمامی مراکز استقرار انسانی این دوره مورد استفاده قرار می گرفته است، ظرفهای سفالی قوری مانندی با لوله نسبتا" بلندی است که در مراسم به خاک سپاری مردگان مورد استفاده قارا می گرفته است و در همه گورهای شکافته شده این دوره دیده شده است. نقش های روی سفالینه های تپه سیلک کاشان و مجسمه های باستانی لرستان ، ارتباط این نوع ظرف با مردگان را نشان می دهند . قوری های این منطقه که عموما" بی نقش اند و با آثار بدست آمده از خوروین و املش قابل مقایسه اند ، احتمالا" دلیل دیگری بر پیوند این اقوام ، در اوایل هزاره اول پیش از میلاد است. شواهد تاریخی موجود نشان میدهد که تا اوایل نیمه اول هزاره اول پیش از میلاد ، دستگاه فرمانروایی معینی در منطقه وجود نداشته و حکومت "اورارتویی" نیز به علت دوری مسافت نتوانسته بود بر این نواحی چیرگی یابد . هم چنین کمی ابزار و جنگ افزارهای به دست آمده از گورهای باستانی نشان میدهد که برخلاف تمدن های فلات مرکزی ایران که اقوامی جنگجو بوده اند مردمان این منطقه به علت فراوانی چشمه سارها و آب های سطحی عمدتا" به دامداری و کشاورزی مشغول بوده اند و به همین جهت ، امنیت نسبی بر منطقه حاکم بوده است . طبق اسناد آشوری ها ، این منطقه در قرن نهم پیش از میلاد (اندیا) نام داشته است و به احتمال ضعیف ، اقوام ساکن آن با اقوام لولوبی و گوتی دامنه های زاگرس پیوند هایی داشته اند .

این منطقه از لحاظ جغرافیای تاریخی ، در آغاز هزاره اول پیش از میلاد ، شمال با کادوسیان و کاسپیان ، از مغرب با لولوبیان و گوتیان و از طرف جنوب شرقی و شرق با پدیده تاریخی ماد همسایه بوده است . در دوره های بعد مادها ، این اقوام را زیر فرمان آورده اند .

  طبق اسناد آشوری در قرن هفتم پیش از میلاد ، منطقه زنجان "مادای" نام داشته است. آنچه این ادعا را درست می نمایاند ، کشف آثاری از هزاره اول یش از میلاد در روستای مادآباد زنجان است . اما به علت روی دادن جنگهای ممتد منطقه ای(در قرن های هفتم و هشتم پیش از میلاد ) تمدن در این منطقه به شکوفایی درخور دست نیافته است .

  از قرن هفتم پیش از میلاد تا اواخر هزاره اول پیش از میلاد ، یعنی در تمام دوران شاهنشاهی هخامنشی ، سکه (دریک) و (ریتون) در خدابنده و گردنبندهای طلایی با بن مایه ( موتیف) "گل لوتوس" که نقش های آنها با کنده کاریهای تخت جمشید قابل مقایسه اند و همچنین چهرک (نقاب) طلایی مردگان گورها با آرایش مو و کلاه دوران هخامنشی را میتوان نام برد .

  یادگارهای باستانی از جمله آتشگاه عظیم تخت سلیمان در غرب ، عبادگاه بهستان در جنوب و آتشکده های ساسانی در طارم نشان می دهند که در دوران اشکانیان و ساسانیان ، دره های زنجان رود و قزل اوزن از رونق بیش تری برخوردار بوده اند. گزارش های جغرافیا دانان آغاز دوره اسلامی نیز این موضوع را تایید می کنند .

  از پانزده کانون باستان شناسی بررسی شده این دوره ، 9 کانون در دره رود قزل اوزن و در طارم علیا واقع شده اند که از شکوه و آبادانی این بخش از منطقه ، در قرن های دوم تا پنجم میلادی حکایت می کنند . از مهم ترین آثار آن دوره به آتشکده تشویر میتوان اشاره کرد که در روستای تشویر در میان گورستانی تاریخی ، با سنگ و ساروج و با طرح چها طاقی در ابعاد 4*4 مترمربع با پوشش گنبدی شکلی ساخته شده است .

  ترکیب بنا ، یادآور سبک معماری آتشکده های دوران ساسانی است و با آتشکده های عظیم دوران ساسانی که جنبه دولتی و تشریفاتی داشتند ، به عنوان آتشکده محلی مورد استفاده قرارمی گرفته است و با گذشت زمان ، پیرامون آن به گو.رستان تبدیل شده است .

  .... دوران اسلامی ( از قرن 7 تا 19 میلادی برابر با قرن اول تا 14 هجری ) :

  این دوره از تاریخ زنجان ، با فتح آن در زمان خلافت عثمان و به دست ( برا, بن عازب) سردار مشهور آغاز میشود .

  به استناد مدارکی که از 62 کانون باستان شناختی منطقه به دست آمده است، به استثنا, دره طارم علیا در رودخانه قزل اوزن و شهر زنجان ، در بقیه نواحی ، نقل و انتقال قدرت سیاسی و مذهبی به آرامی صورت گرفته و با خرابی و درگیری همراه نبوده است .

  متن ها و اثرها ی موجود تاریخی نشان میدهند که این منطقه در سرتاسر دوران اسلامی ، بویژه از قرن های چهارم تا هشتم هجری (در دوران حکومت حکومت کنگریان ، سلجوقیان و ایلخانیان) از شکوفایی اقتصادی ، فرهنگی و هنری برخوردار بوده است. از آثار این دوره می توان مسجدهای جامع قروه ، سجاس ، قلابر ، کاروان سراهای نیک پی ، سرچم ، آثار تاریخی عظیم سلطانیه ، خدابنده ، ابهر و سایر آثار تاریخی را نام برد .

  اصولا" یکی از دلایل انتخاب سلطانیه به پایتختی ، رونق اقتصادی این منطقه در قرن هفتم و هشتم هجری بوده که توجه ایلخانان مغول را به خود جلب کرده است . کاشی های مطلایی که ز تپه نورآباد خدابنده به دست آمده اند ، گواهی بر رونق اقتصادی و فرهنگی آن دوره اند .

  پس از برچیده شده حکومت ایلخانی به دست سربداران در قرن نهم هجری ، منطقه زنجان نیز دچار فتنه خانمان سوز تیمور لنگ شد و به شدت ویران گردید .

  تنش های سیاسی و کشمکش های نظامی تا قرن دهم هجری شمسی ، مانع رشد و اعتلای اقتصادی و فرهنگی در این منطقه شده است . در دوران حکومت صفویه و قاجاریه ، به ویژه در دوران حکومت شاه طهماسب ، شاه عباس و آغامحمد خان ققاجار ، رونق نسبی اقتصادی و فرهنگی در منطقه برقرار بوده است . قسمت اعظم روستاهای بخش ها و شهرهای کنونی ، با توجه به نظام ارباب و رعیتی ، تا اواخر قرن سیزدهم هجری قمری تکوین یافته اند و در طول دهه های اخیر ، به سرعت در حال رشد و گسترش بوده اند . در زیر ، به اختصار ، به جغرافیای تاریخی شهرستان های استان اشاره میشود .:

  .... زنجان :

زَنجانْ مرکز استان و شهرستان زنجان در شمال‌غرب ایران و از بزرگترین شهرهای شمال غرب ایران است؛ و براساس آمارنامه‌های منتشر شده دارای ۴۱۶۸۵۱ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۹ خورشیدی، نوزدهمین شهر کشور از لحاظ جمعیت محسوب می‌شود. مساحت شهر زنجان نیز قریب ۸۱کیلومترمربع است.

از جمله شرایطی که فلسفه وجودی شهر زنجان را در منطقه تبیین و توجیه می‌نماید، وجود راه ارتباطی فلات مرکزی ایران به منطقه آذربایجان در منطقه، حاکم بودن شرایط مناسب اوضاع توپوگرافی، وجود اراضی مسطح با شیب ۲٪ در منطقه کوهستانی و بالاخره لزوم مرکز مبادلاتی تولیدات کشاورزی و ارائه خدمات متقابل به روستاهای حوزه نفوذ به ویژه ایالات پنجگانه مستقر در منطقه بوده‌است می‌رساند که این پدیده در شکل گیری شهر و محله بندی آن عامل تعیین کننده می‌باشد.

  تاریخ بنای شهرزنجان را هم زمان با سلطنت اردشیر بابکان دانسته اند و در آن زمان ، آنرا شهین یعنی منسوب به شاه می نامیدند . گفته میشود که این نام طی قرون و اعصار به زنگان و سپس به زنجان تبدیل شده است . فتح زنجان توسط اعراب در زمان خلافت عثمان و توسط سردار عرب برا,بن عازب – صورت گرفت و در این دوره ، این شهر ، شهری آباد و پرنعمت بوده است .

  در قرون چهارم و پنجم هجری قمری ، زنجان به علت داشتن چراگاه های وسیع ، مورد توجه قبیله های ترک نژاد قرار گرفت و قبیله های گوناگون ترک در زنجان و نواحی مختلف آن ، بویژه در چمن سلطانیه ، مسکن گزیدند .

  در حمله مغول ، شهر زنجانو آبادیهای اطراف آن آسیب فراوان دید . سپس ایلخانان مغول به این شهر توجه فراوان نشان داد ، مخصوصا" سلطان محمد خدابنده ، از زمانی که مذهب تشیع را پذیرفت ، در توسعه این ناحیه کوشید و زمینه تبدیل آن به یک مرکز اسلامی رافراهم کرد تا پس از آن در اندک زمانی به یکی از مراکز مهم سیاست و تجارت تبدیل گردد .

  تاریخ زنجان در سده های بعدی نیز گزارشگر حوادث مختلف سیاسی است. این شهر شاهد رویدادهای سیاسی ، اجتماعی و مذهبی نظیر شورش علی محمد باب ، مبارزات ملوک الطوایفی ، نهضت مشروطیت ، تاخت و تاز فئودال ها ، درگیری دموکرات های آذربایجان و ... بوده است . هرچند برخی از این رویدادها ، رهاوردی جز ناملایمات فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی برای مردم این شهر نداشته اند ، اما هرگز فرهنگ و مدنیت استعماری در این شهر نفوذ نکرده است و اکثر قریب به اتفاق مردم / همچنان در حفظ شعایر مذهبی و سنتی خود پابرجا و اسوار باقی مانده اند . این منطقه زادگاه بزرگانی چون شیخ شهاب الدین سهروردی و علمای نامی دیگری بوده است که مایه فخر فرهنگ ایرانی و اسلامی هستند .